محمد حسينى همدانى نجفى

9

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى )

قوله عليه السلام : وَ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ : بيان آنست كه مثل و مانندى براى ساحت كبريائى نخواهد بود و نه مشارك ميان غير او مبتنى بر تنزيه آنست كه متصف بصفات حقيقيه و گر نه شبيه ميداشت و صفات عين ذات او است و او منزه از مثل و شبيه است . قوله ( ع ) : و سميع و عليم : بيان آنست كه نيروى شنوائى و احاطه او از طريق جارحه و يا كيفيت نفسانى و انفعالى هرگز نخواهد بود و لازم آن اشتراك ميان او و ميان سامعين و ميان اسماع و علوم آنان خواهد بود بلكه حقيقت ذات قدس كه محض وجود آنست كه مسموعات و معلومات منكشف است بر اثر كبريائى او و معلومات حضور دارند بلكه معلومات و مسموعات ظهورى نازل از معلومات كبريائى است و معناى سماع آنست كه صورت مسموع در حيطه قوه ادراكيه و نيروى شنوائى در آيد . و همچنين معلومات عبارت از حضور صورت معلومات در حيطه قوه علميه و قوه عاقله باشد و از شرط سماع آن نيست كه بوسيله آلت و نيروى حسى و يا به صورت حلول صورت در ذات سامع و يا در آلت و نيروى شنوائى باشد بلكه معناى انكشاف مسموعات و حضور بر نفس آن و يا به صورت آن حاضر به پيشگاه كبريائى باشد و در معلومات نيز ذات كبريائى سميع است زيرا منكشف است براى او مسموعات و نيز سميع است زيرا او وسيله انكشاف است نه بوسيله امر ديگرى ذات كبريائى وسيله انكشاف است نه وسيله خارجى و به همين قياس ساحت كبريائى عليم و عالم است .